الشيخ رسول جعفريان
1303
رسائل حجابيه (فارسى)
مگذران وقت به بيهوده كه از لهو و لعب * نبود سود در ايّام به غير از ضررت بايد از مردم ناجنس گريزى ور نه * سوء اخلاقِ بَدان افكند اندر خطرت دختران را به يقين زينت عفّت آن است * كه نپويند ره عشق نمودم خبرت سخن نغز به وصف تو خوش افشار سرود * كه تو خوبى ، نتوان ساخت از اين خوبترت چشم از ديدن بيگانه اگر بردوزى * بر سر ديده نشانند چه ابرو دگرت شجر خوب دهد ميوهء شيرين به جهان * سعى كن تا ثمر خوب بيارد شجرت تلخ آيد به نظر گفتهء فيض امروزت * ليك فرداست كزو كام شود نيشكرت « 1 » افزون بر اين شعر ، قصايد ديگرى هم به دفاع از شعر افشار در دفاع از حجاب به چاپ رسيد . يكى از آنها قصيدهء حاجى آقا اسماعيل دهقان است كه آن را در رد بر شعر كسمايى كه در نشريهء البرز به چاپ رسيده بوده ، سروده شده است . دخترا مىكنم از مغلطهكاران خبرت * كه مبادا ببرند از ره عفّت به درت تا خبردار شوى يا به قلم يا تبليغ * برده چادر ز تو بنهند كلاهى به سرت اى شكر خنده بر آن تنگ شكر روى بپوش * تا كه موران ننمايند طمع بر شكرت آخر از جنس لطيفى تو ، نظرهاست كثيف * رخ بپوشان و بران بدنظران از نظرت هست كالاى تو عصمت به خيابان چه روى * باخبر باش كه دزد است روان بر اثرت سورهء نور بخوان آيه سىيك و بگير * ز ( خمرهنّ ) نقابى به رخ چون قمرت زيور و زينت خود جز به محارم منماى * تا كه بيگانه ندزدد ز تو يكتا گهرت طلب ار مهد همى علم و ادب تا به لحد * كاين بود امر خدا گفته پيغامبرت اى درخت چمن انس چوات ميوه رسيد * باش هشيار كه طرّار نچيند ثمرت چون بود جامعه بىعلم و شَبَق روزافزون * بهتر آن است نبينند بهر رهگذرت علم آموز ولى علم زنان نى مردان * فرض شد علم ز پيغمبر نيكوسيرت دودمانت سيه از دود فضاحت نكنى * هان كه رندى نزند ز آتش شهوت شَرَرت هنرى كت نكند حفظ حيا و عفّت * خاك بدبختى بادا به سَرَت با هنرت نه ز « دهقان » ولى از « دكتر افشار » * شنو پرده زينهار مَيَفكن ز رخ چون قمرت « 2 » افزون بر اين كاظم لاكانى هم قصيدهاى در اقتفاى شعر دهقان سرود كه متن آن در وسيلة العفائف آمده است : اى پرى روى بنه چادر عفّت به سرت * وى سيه موى مران پردهء عصمت ز برت
--> ( 1 ) . گفتار ادبى ، ج 2 ، صص 382 - 383 ( 2 ) . ديوان اسماعيل دهقان ، ( رشت ، چاپ زربافى ، 1329 ش ) ص 230 - 231